عبد الحسين نوايى
81
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
اما مردم شهر بدين نامه و آن افسر اعتنايى نكردند و گفتند كه چون اتباع شاه صفوى هستند ، نيازى به اطاعت از تزار ندارند و تعهدى براى خود در قبال توصيهء اسماعيلبيك نمىشناسند . سرانجام جنگ شروع شد . ولى با وجود مقاومت چهار روزهء ايرانيان ، شهر به تصرف روسها درآمد و روسها مقدارى از درآمد حاصل از نفت را براى دولت متبوع خويش فرستادند . اسماعيلبيك در 21 اوت 1723 به سنپطرزبورگ رسيد . پطر كه به مأموريت او اهميت فراوان مىداد ، از وى تجليل فراوان كرد و چهار روز بعد وى را به حضور پذيرفت . وقتى كه تزار از حال شاه سلطان حسين پرسيد ، اسماعيل بيك چنان به گريه افتاد كه جوابى نتوانست داد . در مذاكراتى كه پس از اين جلسه به منظور عقد قرارداد صورت گرفت ، وضع سفير ايران چنان تأثرانگيز بود كه مجبور بود عملا به تمام تقاضاهاى تزار تن دردهد . سرانجام قراردادى شامل يك مقدمه و پنج ماده به امضاء رسيد ، به اين مدلول : 1 - تزار قول داد كه دشمنان طهماسب را از كشور ايران براند و لشكرى براى قلع و قمع آنان به ايران فرستد . 2 - طهماسب متعهد شد كه شهرهاى دربند و باكو و توابع و همچنين ايالات مازندران و گيلان و استرآباد را الىالابد به روسها واگذار كند . 3 - چون روسها نمىتوانستند اسب و ملزومات به ايران بفرستند ، ترتيباتى براى خريد عادلانهء اسب ، داده شود . 4 - بين دو كشور دوستى برقرار باشد و اتباع دو كشور به كشور يكديگر آزادانه سفر و به مدت مطلوب اقامت كنند و آزادى تجارت برقرار گردد . 5 - دشمنان و دوستان هر يك از دو كشور دشمنان و دوستان ديگر محسوب شوند . بدون شك ، اسماعيلبيك تحت فشار چنين قراردادى را امضاء كرده بود . ولى چون اختيارات كامل از مخدوم خويش داشت ، قرارداد به تجاوزات پطر كبير جنبهء قانونى مىداد . لذا پطر بسيار شادمان بود كه چنين قراردادى امضا شده . اما اسماعيلبيك